خط داستانی
یک جوان سه شب آخر خود را با معشوقش سپری میکند قبل از اینکه هنگ نظامیاش به جنگ اعزام شود. وقتی او از واحدش فرار میکند تا به کنار او برگردد، متوجه میشود که زنی که دوستش دارد رفته و زمانی که میفهمد معشوقش یک عامل کمونیست است، توسط پلیس مورد بازجویی قرار میگیرد. در نهایت، این دو در ایستگاه پلیس دوباره به هم میرسند، جایی که مرد شرمنده هرگز ادعا نمیکند که زن متهم را میشناسد.