خط داستانی
ویکتوریا با دیوید، مرد رویای خود، ازدواج میکند. پس از چند سال و داشتن دو فرزند، ازدواج به آن چیزی که او انتظار داشت تبدیل نمیشود. سپس او ایمان خود را کشف میکند و همه چیز به بهترین شکل پیش میرود. در چند صحنه، ویکتوریا تصاویری از عشق و ازدواج در طول تاریخ را مشاهده میکند: او در دوره سنگی، با قبیلهای از آمازونیها، در قرون وسطی و در دوران روم ظاهر میشود.