خط داستانی
مردی که با والدینش در یک آپارتمان کمدرآمد در ریودوژانیرو زندگی میکند، به طرز سردی آنها را با تیغ میزند و سپس به سینما میرود. مارسی، زن جوانی ثروتمند و ناراضی، از سفر شوهرش بهرهبرداری میکند تا به خانهاش در پترپولیس برود، جایی که از یک دوست قدیمی به نام Regina دیدن میکند.