خط داستانی
وقتی پزشک به بیوه ای پیشنهاد می کند که زندگی بی بهره اش را دنبال کند او همیشه می خواسته یک جاسوس باشد فرستادن نامه ای به نماینده مجلس او را به مصاحبه با سازمان سیا می اندازد و به طور تصادفی مأموریت یافت به مراکش برای کار ساده ای یعنی برداشتن کتاب رمزنگاری شده وقتی سازمان اشتباه را می فهمد یک مامور فوق العاده را برای نظارت بر او اعزام می کند هر دو اسیر می شوند و مامور واقعی زخمی می شود و خانم پولی فاکس با استفاده از هوش خود به آزادی آنها کمک می کند و روز را نجات می دهد