خط داستانی
داستان جاردا کوتچار، قهرمان دورانی از دوره بایستههای تاکس ونچوها. درآمد او از اجاره آپارتمانش است. هر تابستان مجبور است در استخر متروکهای وقت بگذراند که کافهای نیز در آن کار میکند. دست راست او که چپ دست است، سادهدل محلی است به نام کامیل هاشپس. از بین چند نفر مشتری دو کارگر تراکتور، جیرا و پِتا، و دشمن قسمخورده جاردا، ماهیگیر پرتوفیف با سگش پِپیویت. روزهای تابستان به دستبدری رویا میرود و مخلوقی عظیم به نام ماهیغول از اعماق به سطح میآید و سگ پیک را میبلعد. جاردا کوشار از این موجود برای احیای گردشگری محلی استفاده میکند و از سرتاسر کشور ماهیگیران را دعوت میکند تا به جمع بیاورَد...