خط داستانی
زمانی که هواپیمای جان باراببی به طور اضطراری فرود میآید، او به سمت گلهداری روی میرود. بعداً متوجه میشود که هنگام از سرگیری پروازش کشته شده و هواپیما سقوط کرده است. او همچنین میفهمد که دخترش قصد دارد مزرعهاش را بفروشد و با مردی که او را نمیپسندد ازدواج کند. بنابراین، او به روی یک شغل در مزرعه میدهد و او را به سفر میفرستد تا ببیند آیا میتواند از وقوع این دو رویداد جلوگیری کند در حالی که در مخفیگاه باقی میماند. دختر غربی تحت تأثیر نامزد خود به شرق میرود و به فروش مزرعه پدر مرحومش برمیگردد. اما پدر واقعاً مرده نیست؛ او امیدوار است که دوستش روی بتواند ارزشهای غربی دختر را بازگرداند. آهنگها شامل "ماه نو بر فراز نوادا"، "یک کابوی باید صبحها یودل کند" و "بارون هاروم اسکاروم هارمونیوم" است.