خط داستانی
حلّال حاجی رمضان مجردی است و بی مبالات و ولخرج است که منجر به بدهی های زیاد و تعقیب بدهکاران می شود و دوستی دارد که پزشکی نزدیک به اوست اما بر خلاف آن انسانی است پیام رسان و عاشق قهرمانان می شود روزی که با پرنسس خود در بازار سالمیا ملاقات می کند و پرنسس دختر زیبا و ثروتمند است او به او عشق می ورزد و طنز در این است که خود او کفایت کننده است و نامزدش همان دوست صمیمی است و رویداد ها تا پرنسس الهام می شود و به تفاوت شخصیت او با دوستش عاشق حلّال می شود