خط داستانی
نارشی به ثروت گووندوی کارآفرین لاستیک حسادت دارد و برای رسیدن به آن از کمک یک شمن استفاده می کند. همسر گووندو، سُنداری، جادو میشود و صورت او آسیب می بیند و به زودی توسط شوهرش رها میشود. نارشی می تواند با گووندو ازدواج کند اما نتوانسته است همسرش و دخترش را رها کند. سُنداری به شاگرد شمن دیگری میپیوندد و با کشتن نارشی و دیگران با انتقام میگیرد.